شيخ محمد جعفر امامى
61
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
« بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا » « اقسط » از مادّهء « قِسْط - إقساط » ثلاثى مزيد و به معناى عدالت و دادن سهم عادلانهء هر كس به خود او است . « 1 » [ أَقْطار : ] « أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ » « أَقْطار » جمع « قطر » به معناى اطراف چيزى است . « 2 » [ أَقْفال : ] « عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُهآ » « أَقْفال » جمع « قفل » در اصل از مادّهء « قفول » به معناى بازگشت كردن ، يا « قفيل » به معناى شىء خشك است ؛ و از آنجا كه وقتى در را ببندند و بر آن قفل زنند ، هر كس بيايد ، از آنجا بازمىگردد ، و همانند موجود خشك و صلب ، چيزى در آن نفوذ نمىكند ، اين كلمه به اين ابزار مخصوص اطلاق شده است . « 3 » [ أقم : ] « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ » « أقم » از مادّهء « اقامه » به معناى صاف و مستقيم كردن و بر پا داشتن است . « 4 » [ أقنوم : ] « اقنوم » به معناى اصل و ذات ، و جمع آن « اقانيم » است . « 5 » [ أَقْوات : ] « وَ قَدَّرَ فيهآ أَقْواتَها » « اقوات » از مادّهء « قُوت » به معناى مواد غذايى مىباشد . « 6 » [ أَقْوَم : ] « يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ » « أَقْوَم » از مادّهء « قيام » گرفته شده است ؛ و از آنجا كه انسان هنگامى كه مىخواهد فعاليت پىگيرى انجام دهد ، قيام مىكند و به كار مىپردازد ، از اين نظر ، « قيام » كنايه از حسن انجام امور و آمادگى براى فعاليت آمده است . ضمناً ، « استقامت » كه از همين ماده گرفته شده و « قيم » كه آن هم از اين ماده است به معناى صاف ، مستقيم ، ثابت و پا بر جا است . و از آنجا كه « أَقْوَم » « افعل تفضيل » است ؛ به معناى صافتر ، مستقيمتر و پابرجاتر مىآيد . و به اين ترتيب مفهوم آيهء فوق چنين است : « قرآن به طريقهاى كه مستقيمترين ، صافترين و پابرجاترين طرق است ، دعوت مىكند » . و « قيل » به معناى « سخن گفتن » است كه در اينجا اشاره به ذكر خدا و تلاوت قرآن است . « 7 »
--> ( 1 ) . حجرات ، آيهء 9 ( ج 22 ، ص 177 ) ( 2 ) . رحمن ، آيهء 33 ( ج 23 ، ص 160 ) ( 3 ) . محمّد ، آيهء 24 ( ج 21 ، ص 486 ) ( 4 ) . روم ، آيهء 30 ( ج 16 ، ص 440 ) ( 5 ) . مائده ، آيهء 73 ( ج 5 ، ص 49 ) ( 6 ) . فصّلت ، آيهء 10 ( ج 20 ، ص 243 ) ( 7 ) . اسراء ، آيهء 9 ( ج 12 ، آيهء 50 ) ؛ مزمّل ، آيهء 6 ( ج 25 ، ص 181 )